تبلیغات اینترنتیclose
در آن ساعت که طفل نازنین( اعظم خجسته )
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 16 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


از "بای بای" تا "مرسی"

**
در آن ساعت که طفل نازنین
با لفظ شیرین
"بای بای" می گوید
و دست همچو نور ماه
 لطیف و پاک و زیبارا
چو بال چوجه ی نوبال
می دهد تکان،
همان ساعت وجودش
با سم نامریی ویرانگر
آلوده می گردد.
و ما هرگز نمیدانیم با این کار
ورا در دام فرهنگ دگر
افکنده ایم آسان.
 
ز بعد آن
"هری پاتر"
و خیل هرزه و هرزه
تجاوز می کند بر عالم این طفل
و از این عالم  زیبا
لطافت می شود بیرون
و در این عالم زیبا
خشونت می شود حاکم.
دگر
دارا و سارا ارزش خود می دهند از دست
و آنها مود روز بچه ها نیستند
("خدا حافظ" کلام رفته از مود است؟
خبردار!
جهان کودکی آکنده از دود است)
 
به فکر ما:
هر آن چه حاصل غرب است
مدرن است
و باید پیروی بنمود از او
و خیلی راحت و آسان
می گوییم:"مرسی"
چرا "مرسی"؟!
 
ببینید این عجب اندر عجب را
که گوی ما نداریم لحظه های خوب و شادی
و تنها "لحظه های دیدنی" در خارج از مرز است
و هرچه "دیدنی ها"از غربی ها باشد
صدای خنده ی ما می شود بالا
و ما در نبض مود روز می چرخیم
ولی حیفا
که این چرخش
مارا
می کند بیگانه از ما...
 
برای آن که وقت خود
 به این چند واژه ی من صرف بنمودید
از این لطف شما مرسی
و تا دیدار تزه: بای بای.

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1387/9/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -5, | بازديد : 119