تبلیغات اینترنتیclose
حرف ها در دل من مي ميرند ( اعظم خجسته )
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

به که گويم همه اين حرف دلم

**

حرف ها در دل من مي ميرند
حرف هايي كه در اين تنگيي تنگ
همچو زنداني اسيرند
همه مي ميرند.

به که گويم همه اين حرف دلم،
به كه گويم كه يكي آدمك خرجيندار
كه دو گوش چون آنتن
همه جا حرف حجا مي چيند
چو غليواژ به هر جا محبوب
خويش را مرد رسا مي بيند
ليك
مي نبيند كه يكي نامرد است
دلسياه است و به روي زرد است.

به كه گويم كه يكي حاجينما
رفته بر كعبه سرا
دل پرشرك و شرر برگشته است
توبه توبه كه چو خر برگشته است.

به كه گويم كه گه سوگ و عزا
سنگ بهتان و ملامت خوردم
ز يكي دلقك غياب و يكي خواجه او
چه بسي داغ كه بر دل بردم.

به كه گويم كه در اين جمع عجيب
شده تسبيح چو يك زنت دست
تاعت و ذكر همه ظاهر كار
شهر و بازار پر از فاسق و مست.

به که گويم همه اين حرف دلم،
به كه گويم كه همه پنبه به گوشند
و همه گويي فهيم و عاقل
و به انديشه خود با هوشند
ليك از حرف حقيقت عاري
درون ديگ ريا مي جوشند.

به كه گويم كه دلم مي تركد
و-اندر اين كالبد گوريستان
آب درياي دلم مي خشكد.

به که گويم همه اين حرف دلم،
به كه گويم كه ندارم مادر
سبزه پشته اي خاك پدرم خشكيد است......

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1384/6/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -3 , | بازديد : 121