تبلیغات اینترنتیclose
ای همدم و همرازم ای حضرت تنهایی ( اعظم خجسته )
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

     تنهايی

ای همدم و همرازم ای حضرت تنهایی
ای یار هم آوازم ای حضرت تنهایی.

من با تو در این شب ها درپرتوکوکب ها
می سوزم می سازم ، ای حضرت تنهایی .

تابا تو قرین گشتم در چرخ برین گشتم
تو موجب پروازم ای حضرت تنهایی

تا درتو فرو رفتم بردرگه هو رفتم ،
ای محضر اعجازم ای حضرت تنهایی!

از او چو جدا زیستم در قید جزا زیستم
بر او برسان بازم ، ای حضرت تنهایی !

آزورده نیش و نوش من ناله کنم خاموش
تو بشنوی آوازم، ای حضرت تنهایی !

هر شعر که من گفتم مهجور وطن گفتم
تو بوده ای اوستازم، ای حضرت تنهایی!

بر رغم چهان هر شام تا گنبد ازرقفام،
من غلغله اندازم ای حضرت تنهایی !

من ساخته ام با تو دل باخته ام باتو
انجامم و آغازم ای حضرت تنهایی !

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1383/8/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -3 , | بازديد : 268