تبلیغات اینترنتیclose
در ماوراي پرده گرد وغبار شهر ( اعظم خجسته )
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


منظره

**
در ماوراي پرده گرد وغبار  شهر
من ديدم و
اين ديده را ديگر کسي  نديد :
يک عالمي بري از اين همه ريا
يک سرزمين قدس
يک سايه روشني از ملک آريا

اين جا  که خواسته در کاستي نهان
آدم به ذلت و عالم ترانه خوان ،
داروغه دروغ ببرده کاج ها
تا دار  ديگري چون دارو  آفرد
آستانه را کند آسمان تاج ها
..
آن عالمي که ديدمش
در ماوراي پرده گرد و  غبار شهر
درتنگناي هستي  پر پيچ و تاب دهر،
بر من چو خيره شد
با آن همه ضيا
چون سايه روشني از ملک آريا
افسرد وتيره شد .....

 


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1382/12/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -1, | بازديد : 108