تبلیغات اینترنتیclose
چه روزها گذشته است( اعظم خجسته )
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


عبث نبود


چه روزها گذشته است
که عقل در قفس نبود
و در گلو نفس نبود
مرا به جز نبودن و ندیدن خودم هوس نبود
برای پلک نحس دیده ام
به خرمنی غبار خس نبود.

چه روزها،چه روزها،
به روی مو دویده ام،
به قله های بو رسیده ام،
ز دست ابرها گرفته ام
و دامن پر از سراب سایه را کشیده ام
که در کنار کاروان راهیان طنین ناله ی جرس نبود.

چه روزها، چه روزها،
که له شدم به زیر بار زندگی
به پای خود شتافتم به سوی دار زندگی
ز خود برون شدم چو دود
من از فشار زندگی،
و لاابال و بی پناه مثل من مگس نبود.

چه روزها، چه روزها،
ندیده بوده ام نبودِ بوده را،
در  ز لطف و مهربانی و صفا گشوده را،
نگاه گرم غصه های سینه ام زدوده را
نسیم گردِ غم ز صورتم ربوده را
و یافتم
که آن همه دعا عبث نبود!

 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1390/2/


 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -10 , | بازديد : 243