تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


شب راه را گم کرده است
 **
این شب تاریک بی ماه
راه را گم کرده است،
می نداند روزن فردا کجاست،
می زند خودرا به بام و پنجره
تا سراغ راه فردارا بگیرد.
 
در درون خانه جمعی،
گرد شمعی،
گوی انجم کرده اند،
نیز راه راست را گم کرده اند.
 
این شب تاریک با تیغ شفق
طعمه ی نور درخشان می شود،
نورباران می شود.
لیک حیفا!
این گروه راه بسته،
در گِل غفلت نشسته،
گول شمع نیمه جان را می خورند،
شعله ی لرزان این شمع
رهنمای کور این جمع.
 
و-این شب تاریک سیه پوش،
در عذای این گروه راه بسته
در غم و ماتم نشسته.

 

اعظم خجسته
 http://doriush.persianblog.ir/1388/11/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -7, | بازديد : 119

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

در جستجوی خویش

 
من امروز به جستوجوی خویش بر آمدم،
تا شاید:
در ماورای بود و باش ها،
در شیب و فراز تلاش ها،
در مزار آرزوهای خاک شده،
در پاره ی پیرهن های چاک شده.
در سکوت ترانه ها،
در خزان جوانه ها.
در گور روزهای مرده،
در زخم سیدهای تیرخورده.
...
در آن چه بود و نیست،
در آن چه نیست و هست،
خودرا بیابم

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1388/11/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -7, | بازديد : 268

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

زلال

.....
 
بهار می رسد
بهار لاله زار می رسد
ولی ز بیم لشکر مجهز خزان
گمانم این بهار مُلک عشق با غبار می رسد
دگر نسیم تازه از چمن نمی وزد
و نالهِ فرار می رسد
شکار می رسد


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1388/11/

 

این شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

زلال
...........

من در کنار تو
مست دو دیده ی خمار تو
اما دریغ و ضد دریغ از این نمو ِ عشق
با بوی سفله گان شده آلوده معطر بهار تو
اینک مراد عشق مجو از دل کویر
دگر کسی نگشت یار تو
در انتظار تو
 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1388/11/

 

این شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

در کنار کوه
این چشمه ها
که جاری می شوند
از کوه فرار می کنند.
این باد ها
که بر صخره های پیر
بوسه می زنند،
از کوه فرار می کنند.
این آبشار ...
تنها توی که مانده ای اندر کنار کوه
همچون مزار کوه،
ای آسیاب سنگیی بی بام و پنجره!
این حسرت مرا
 آرد می کنی؟


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1388/10/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -7, | بازديد : 125

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

نگاه


آن لحظه که
چشم به هم دوختیم
در نگاه ما
 عشق شعله زد
ما سوختیم
...

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1388/10/


 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -7, | بازديد : 37

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

در رو به روی عکس کودکی

**
 
ای بی غم، ای عزیز حالا کجای تو؟
خون می شود دلم هر دم برای تو.

ای آن که رفته ای از من به قصه ها،
گُم کرده ام دریغ، من رَدِ پای تو.

در خواب های شب می بینمت گهی
بیدار می شوم از های-هایی تو.

من در تو گم شدم، یا گُم نمودمت،
تو ماتم منی، یا من عزای تو.

من از تو رفته ام، اما تو با منی،
در شعر های من حرف هجای تو.

ای کاش می شدی چون سِحرو جادوی
در قاب می شدم یک دم به جای تو.
 
 
 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1388/10/

این شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بزم فلک

 

شب فرو افتاد از بام فلک
روز شد زندانیی دام فلک.

ماه شبرو همچو نان شیرمال،
اختران آلوچه ی شام فلک.

ابرهای بادبانی هر طرف
در شنا مانند احرام فلک.

شبنم از مژگان شب پرواز کرد،
شهدریزان شد از این کام فلک.

کهکشان بر مشتری گلدسته داد،
تا بریزد باده بر جام فلک.

از نگاه مست اختر های دور
بر زمین باریده انعام فلک.

خلوت زیبای ما در قلب شب،
اینچنین بنموده ایام فلک.
 

 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1388/9/

این شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 گل چتر

**

دیروز
وقتی که باران ترانه می خواند،
 
در شهر ما چترها گل کرده بودند
 و کوچه ی ما
 به پابوس تو
 حنابندان بود.

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1388/10/


 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -6 , | بازديد : 66

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

ای جان من

 

ای جان من جانِ مرا بی تاب کن، بی تاب کن،
در رود احساس و جنون غرقاب کن، غرقاب کن.

نور و ضیارا جاری کن بر تار و پود هستی ام،
در ملک تار سینه ام مهتاب کن، مهتاب کن.

از عالم بی خوابی ها من را رها کن ساعتی،
در بستر آغوش خود در خواب کن، در خواب کن.

من را که هستم تشنه جان،هم تشنه دل، هم تشنه کام،
از شربت لب های خود شاداب کن، شاداب کن.

"من" را بکش در من و خود، تا من و تو یک "ما" شویم،
"ما" را فدای نشعه ی نایاب کن، نایاب کن.

ارچه حیا واجب بوَد، در مسلک دل  دادگان،
یک لحظه ترک قالب آداب کن، آداب کن.

 


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1388/10/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -6 , | بازديد : 119

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

  خاطرات آواره

**
این شب سرد زمستان
خاطراتم پشت در آواره اند،
در سراغ عالمی، گم گسته ای
عالمی که هیچ وقت از ما نبود
پشت  بالکن شما بیچاره اند.
 
آری، آری
خاطراتم میروند تا مرز بالکن شما
آن طرف ویزا ندارند،
مرز بسته،
پای لنگ خاطرات من شکسته.
 
من نمیدانم که در آن سوی مرز،
در آن اتاق،
عشق ما اندر کجا سرکوب شد،
آن نهال سبز باغ آرزو
بهر چه حاصل نداد و چوب شد.
...
صد دریغا،
این شب سرد زمستان
خاطرات ابترم کامل نشد،
آن چنانی کام دل
از عشق ما حاصل نشد.
 

 

اعظم خجسته

 http://doriush.persianblog.ir/1388/9/
 

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -6 , | بازديد : 35

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

بهار سبز می رسد

 

خزان زرد می رود، بهار سبز می رسد،
به سرزمین روح و جان خمار سبز می رسد.

ز اضطراب بادها حدیث رفته را مگو،
به مرز سرخ انتظار قرار سبز می رسد.

به محور زمین نگر، که از سمای هفتمین
به افتخار خاکیان مدار سبز می رسد.

کمند زلف تابدار ز قصد قلب ها بگیر
به یمن دام و دار تو شکار سبز می رسد.

دگر سر آمد انتظار، بیا که جمعه ی دگر،
سوار اسب بادپا نگار سبز می رسد.

 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1388/9/

این شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,