تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


سوال ها


نمیدانم به دنبال چه می گردم
چرا محو ستون سایه ی سردم

و در قلب کویر خاطرات دور
چو رهگم کرده ظاهر می شوم هر دم؟

صدای می نه آید از سکوت شب
که باشد کم کند از سوزش دردم

بهار آمد،نه آمد مادر از پشته
به زیر سقف غربت بی پدر فردم

در این سمفونی تنهایی یاد آن
دو افرشته نکرده لحظه ای طردم

چو بر پایان رسد حرف و حدیث روز
چه خواهد بود پس فردا ره آوردم؟


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1390/1/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -10 , | بازديد : 166

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

لیک


همسایه ی ما شعر نمی خواند و لیک
قانون و فن زلال می داند و لیک

از حرف و هجای من خوشش می آید
بنوشتن اینگونه نمی تاند و لیک

خواهد همه شب کتاب اشعار مرا
با دیده ورق ورق بگرداند و لیک

از بیم حسادت دو سه حاجی نما
دروازه به روی خویش پوشاند و لیک

یک شاعرکِ حسودکِ کبراندیش
من را ز یکی "بلاگ" می راند و لیک

فردای جهانِ شعر، نه ما و نه او
بیت و غزل و زلال می ماند و لیک


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1389/12/


 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -10 , | بازديد : 187

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 


این شعر تقدیم میشود به بانوان "شعر نو"

**

ای صبح فرح افزا نوروز مبارک باد
ای نکهت شادی زا نوروز مبارک باد

ای کوچه ی شعر نو، کاشانه ی مهر ما
ای محضر بی همتا نوروز مبارک باد

"شیرین رحیمی" را از ما برسان این پیک
ای خوب و ای یکتا، نوروز مبارک باد

با شعر تو ما شاعر، بی نقد تو ما ناقص
ای شوق و سرور ما نوروز مبارک باد

"گیتا" که زلال ماست، یک شاعر بی همتاست
بر او وُ سر و سودا نوروز مبارک باد

"آزاده" که آزاد است، اندیشهِ او شاد است
هم اخری و هم عقبی نوروز مبارک باد

"تکلیمی" همه مرموز، یک نوگل این نوروز
بر خندا ی این گل ها نوروز مبارک باد

در شعر "ولی زاده" اخلاص و عمل را بین
این سالک این ره را نوروز مبارک باد

بر بانو "حسینی" گو این حرف ز یک تاجیک
ای رهرو و رهپیما نوروز مبارک باد

گر "مریم شیرکوند" این شعر نمی خواند
مایم و دعا اورا نوروز مبارک باد

اندیشهِ تو ناب است در صید دل عشاق
ای جان و دل، ای "زوشا"، نوروز مبارک باد

چندیست که "عامری" دوری بکند از ما
بر او برسان از ما نوروز مبارک باد

این بانو "سعادت" هم یک خواهر دل جویست
حرف و سخنش زیبا نوروز مبارک باد

چون شعر ورا خوانم از غصه رها گردم
شعر و قلمش شیوا نوروز مبارک باد

گر نام کسی این جا، جا مانده از یادم
بخشید گناهم را، نوروز مبارک باد

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1389/12/

 


 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -10 , | بازديد : 81

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

شاعر شعر زلالم

**
شاعر شعر زلالم،
حرف ها و واژه هایم – شرح حالم.
مصرع هایم – آبشاران، هر هجا چون موج آب،
بیت های پِلَّکانی – هم وجودم، هم زوال و هم کمالم.
نیک بنگر، شعر من چون عکس دل یا قطره است،
یعنی من دور از فضای قیل و قالم،
پاسخ صد ها سوالم!

 


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1389/11/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -10 , | بازديد : 127

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

آه من . شعر بر سبک زلال.

**
آهِ من زندانی است
ردِِّ پایش چین در پیشانی است
می کنم غم را پرس در خون و در رگ های خود
جسم من تندیس این قربانی است
سایه ی ویرانی است.

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1389/10/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -10 , | بازديد : 175

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


عشقی راه می رود

 

عشقی درون سینه ی من راه می رود
غواص رود دل سوی ماه می رود

من در وجود خود بیدار می شوم، ببین
از من منی به سوی دلم راه می رود

این رند باده خوار بشکسته جام و کوزه ها
از میکده به سوی خانقاه می رود

آهش ز سینه می برد بار ندامتش
سنگین تر از کوهی این پرِ کاه می رود.

صد بار توبه کرده و بشکسته بارها
اکنون پی اصلاح اشتباه می رود...

 


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1389/10/

 

این شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


مرا تو شاه می کنی

به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
مرا به غمزه میکُشی،چرا گناه می کنی؟

در این زمانه خنده را به دارها کشیده اند
تو خنده می دهی به من،چه اشتباه می کنی.

چو می رسی به خلوتم، به لطف بوسه های خود
وجود خسته ام پُراز جلال و جاه می کنی.

به مرز باغ پیکرت به بوسه گُل نشانده ام
هنوز در خیال من تو "آه – آه" می کنی.

نمیشوی تو یار من، ولی به عشق شرقی ات
به شعر و یاد روی خود مرا نکاح می کنی.

ملکه ی غَیور من! نداری بیم از کسی
به تخت می نشانی ام، مرا تو شاه می کنی.

 


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1389/8/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -9 , | بازديد : 166

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


افسانه

 

در جاده ی ابریشم یک تیمور لنگی بود
با دیده ی تنگی بود، با قلب چو سنگی بود

مانند شغال پیر لنگیده قدم می زد
هر جا که قدم می زد، صد فتنه وُ جنگی بود

از کله منارستان – آثار قدم هایش
شمشیر خون آلودش دندان پلنگی بود

ظالم بود و خون آشام و-از سایه ی نحس او
در کاسه ی خاص و عام نوشابه شرنگی بود

با آن همه دارایی آن لنگ بمُرد آخر
سرمایه ی عمر او یک قبرکِ تنگی بود

 


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1389/8/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -9 , | بازديد : 184

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


نگاه تو

**
نگاه تو
که از دو چشم مست
مرا هدف گرفته است
و معنی می کند زلال عشق را،
به بوسه های داغ وصل پلک ها
زمانه را خلاصه می کند
به یک زبانه ی
ز شعله های آهِ تو!

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1389/8/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -9 , | بازديد : 190

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


نیایش


تورا چو یاد می کنم، جهان می شوم، خدا
کنار تو رسیده بی کران می شوم، خدا

صفات تو که می برم، زمین می شود سما
در این میانه همچو کهکشان می شوم، خدا

تورا صدا نمی کنم،چو خود همیشه با منی
منم که از تو گه-گهی نهان می شوم، خدا

اگر گهی ز رنج و یاس دلم شکست و پاره شد
به تو پناه برده پُرتوان می شوم، خدا

نبودی- جاذبه کجا؟ تو هستی، هست جاذبه
که از تو سوی تو چنین روان می شوم، خدا

مرا ز خود مران که من غبار درگه توام
و با تو در خودیی خود عیان می شوم، خدا

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1389/8/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -9 , | بازديد : 100

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


من و تو

تا تو هستی و غزل هست، من و تو هستیم
عشق را عزم و جدل هست، من و تو هستیم

تا وفا هست و جفا هست و در این وادی
شیوه ی روز ازل هست، من و تو هستیم

تا در این میکده ی عشق ز سور و مستی
با توام قصد بغل هست، من و تو هستیم

تا در آن بوسه گَهِ همچو انارِ رویت
شهد انگور و عسل هست، من و تو هستیم

تا در این زیستگَه بولعجب آدمیزاد
سایه ی تیغ اجل هست، من و تو هستیم

 


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1389/7/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -9 , | بازديد : 126

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


تورا

 

دو زلف تورا من غزل می کنم
تورا با غزل در بغل  می کنم

دو چشم چو حوض زلال تورا
به اکثیر بوسه عسل می کنم

لبانت قصیده به دیوان شعر
که تقلید شیخ اجل می کنم

در آغوش تو پناه میبرم-
به حرف نگاهت عمل می کنم


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1389/7/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -9 , | بازديد : 183