تبلیغات اینترنتیclose
اشعار اعظم خجسته -2
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

امید

تير ماه است و خزانريزيي باد
به در خاطره ها پنجه زند
پنجه زرد خزان در گلشن
برگ پژمرده گل ها بکند

برگها چون پرو بال خورشيد
بازيي باد شده سوي به سو
گويي در ماتم ايام بهار
اشک اختر بچکد کوي به کو

لانه ها مانده تهي از آوا
باغ ها خلوت و سرد و عريان
در تل و تپه همرنگ  غروب
ابر پاييزي نشسته گريان

باد هرجايي عجب  زوزه کشد
به دلش نيش زند نيزه  خار
در دل دشت طنين اندازد
ده نجاتم تو بيا روح بهار

طبيعت گوي چو يک پيرزني
ازهمه زيب و هوس ها بري شد
دولت و سلطنتش آمد سر
همچو انجام فسون پري شد

اي دل اي دل تو مکن نوميدي
که شب تيره سحر مي  زايد
تو دگر جوش بزن در پاييز
باز بهار گل و می می آيد!

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1383/6

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 185

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


  بيا اي جان دمي با  هم   بسازيم،
 چو شادي  نيست  ما  با  غم  بسازيم.
 ز آدمصورت آن  خوکان بپرهيز
 چو آدمزاده  با آدم بسازيم.
 
غم تنهايي در  دل  زخم  بسته
 که از ديدار هم  مرحم بسازيم.
 
جهان  ويرانه ملک  اميد  است
 بيا طرح  ديگر  عالم بسازيم.
 
چو آن يار ميکند فرياد مارا
 چرا  از بي کسي ماتم بسازيم.
 " بيا تا  با خدا  خلوت گزينيم
 چو عسي با  چنين مريم بسازيم."

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1383/4/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 274

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


آرزو 
 
اي منشاءهستي من ، بازآ بميرم پيش تو  
سر چشمه مستي من ، باز آ  بميرم پيش تو
 
دنياي دون پيرم نمود ، سرسان دلگيرم نمود
 از زندگي سيرم نمود، باز آ بميرم پيش تو
 
باز آ که آغوشت کنم، بابوسه گلپوشت کنم
چون جام مي نوشت کنم ،با ز آ بميرم  پيش تو
                  
شکر خدا يارم تويي ، غمياروغمخوارم تويي
آني که پند دارم تويي،با ز آ بميرم پيش تو
 
تا باتوهمدم بوده ام عاري زهر غم بوده ام
يعني که آدم بوده ام باز آ  بميرم پيش تو

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1383/4/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 291

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


در   سايه  ياس..........
 
 
دميده ناعيان  ببين سفيدي ها  به موي من
 دويده جويه هاي  چين به باره هاي روي من
  ببين که پيري آمده  کنون  به جستجوي من
 دريغ و حسرتا ز من دريغ و حسرتا ز ما!
 
دلم به تنگ آمده ز گير و دار زندگي
خميده سرو  آرزوبه زير  بار  زندگي
 به ملک پايز آمدم من  از بهار زندگي
 دريغ وحسرتا زمن  دريغ و حسرتا  ز  ما!
 
مرا جمال  دختري  ديگر  ز ره نمي برد
سمند عشق و عاشيقي به کوي مه  نمي برد
هواي من منيژه به  کوي چه نمي برد
دريغ وحسرتا زمن  دريغ و حسرتا  ز  ما!
 
ز باد پاييزي مگر بهار من  گذشته است؟
نخورده جام بوسه اي خمار من  گذشته است؟
مگر ز بحر  ياد من نگار من گذشته است؟
دريغ وحسرتا زمن  دريغ و حسرتا  ز  ما!

 


 اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1383/3/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 286

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

به ديدن  توآمدم  نديده ميروم
 زلال  اشک حجر تو  به ديده ميروم.
 
زملک تاجيکان رسيدم و ببين
 گلي ز باغ  آرزو  نچيده ميروم.
 
نديده  طره  تو شانه هاي  پنجه ام
 به  ياد  سرو   قامتت  خميده ميروم...

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1383/2/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 271

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


وقت گل است و کوه و سحرا خوش است،
لبشکري و لب دريا خوش است.

ساقي مي صاف به ساغر بريخت،
خوردن آن صاف مصفا خوش است.

..هر طرفي جلوه کند عکس يار،
يار چو زيباست به زيبا خوش است...

 


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1383/1/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 273

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

ظهور کم نظير

*

درشبي که آسمان شهر ما
ماه را گم کرده بود

پرده تاريکي با امواج خود
کوچه ها راخالي از هيهاي مردم کرده بود

من تن تنها در اين خلوت سرا
درميان جاده هاي شب نوا

تکسوار زورق انديشه ها
مزرع استاره ها پي مي زدم

درميان رسته هاي کهکشان ني مي زدم
.... نا گهان درلابلاي اين ظهور کم نظير

از کران خيمه گردون پبر

ديدم اين که ماه در حال سفر
دربرمن بود و شهرم بي خبر!

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1383/1/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 268

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


از خانه  بدر رويد.......

اي برادر يک دم از خود دور شو
بر خود آ و غرق بحر نور شو
(مولوي)

از خانه بدر رويد بر خلوت باغ
از خانه بدر رويد بر وسعت  دشت

از خانه بدر رويد بر دامن کوه
با نسترن و بنفشه سازيد

گنجشک و قناري را نوازيد
در باده جشمه غم گدازيد

از حانه بدر رويد.
از خانه بدر رويد ومستي بينيد

دز زوييش  لاله راز هستي  بينيد
از خانه بدر رويد

از خانه بدر رويد و روستن بينيد
فيض و برکات يومن  جوستن بينيد

از خانه  بدر رويد
در بستر خواب کوه  و  آيينه آب

بر هستي خويشتن  دمي  خيره  شويد
آيا  خوديي  شما  کجا  گم  شده است

در قالب  جسمتان  چرا  نوري  نيست؟
از خانه بدر رويد

باشد که  رويد و بر خود آييد
خودرا خوديي خويش را يابيد!

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1383/1/

 

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 276

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

بيگانه نيستيم....

آي  ناشناس دختر  زيبا که  هر سحر
بگذشته از برم گلخنده مي کني
آيا  چه  حکمتي  اندر نگاه  توست
گه مي کشي  مرا گه زنده مي کني.

گه مي نوازدم موج نگاه تو
گه مي گدازدم چشم  سياه تو
بازي مکن  به من  اي مايه اميد
من  يک  مسافرم اندر پناه تو.

چشم تو رازگو لب هاي تو خموش
از تو  به  گوش دل  آيد پيام  عشق
آيا  شنيده اي صد بار گفته ام
با  هر نگاه  خود بر تو کلام عشق.

بگذشته مي روي تو  از برابرم
صدها  قيامتي بنموده در سرم
تا  صبح ديگري در عالم   خيال
با بال  ياد تو پيوسته مي پرم

...اي ناشناس  دختر زيباي نازنين
امروز  گو "سلام"  تو  در جواب من
بيگانه  نيستيم  ماو تو بعد از اين
زيرا تو  آمدي  ديشب به  خواب من!

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1383/1/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 261

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


بوئ بهار

بوي بهار آمد و عاشق شدم،
صوت هزار آمد و َاشق شدم.

لاله بشکفته به پيش نظر
چهره يار آمد و عاشق شدم.

از مژه بام پر از برف حوت
اشک قتار آمد و عاشق شدم.

باز ز بزم خوش دلدادگان
نغمه تار آمد و عاشق شدم.

در لب رود و لب جو موسم
بوس و کنار آمد و عاشق شدم.

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1382/12/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 128

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


در اين روز کل افشان بهاران
تو را مي خواهم و چتر درختان،

که تا يک دم نهان از چشم بدگو
لبانت را نمايم بوسه باران........

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1382/12/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 131

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

من خنده کنان گرسته بودم......

**

من خنده کنان گرسته بودم
آن لحظه که ديدمت نديدي
اين قلب تپيده در هوايت،
اين  چشم گشوده از برايت
و-اين دست به کمکت رسيده.
....

پس گريه کنان خنده کردم
بر آن جه که انتظار داشتم:
از شوره زمين اميد حاصل
از موج سراب ريگ ساحل.

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1382/12

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -2 , | بازديد : 128

صفحه قبل 1 صفحه بعد