تبلیغات اینترنتیclose
اشعار اعظم خجسته -12
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


در پایان شب یلدا
 
تو  مانند زمستانی
و برف سرد احساست
به دنیا دل خالی ز بالاپوش گرم من
چه بی‌رحمانه می‌بارد
 
 تو  مانند زمستانی
و می دانی
که من در روی  برف تازه می خواهم
غزل از عشق بنویسم
و در سرمای داغ پیکرت سوزم

 

 

اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1392/10

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -12 , | بازديد : 490

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


بعد از این


بعد از این از شعر و از شاعر فراری می شوم
می روم در بی خودی از خویش عاری می شوم
 
می کُشم این بودن چون سایه بی نقش و اثر
یک ترورستی ز نوع انتحاری می شوم
 
تا نسازد شعرم از چنگیز یک نوشیروان
فتو شاپ خامه را میکروب هاری می شوم
 
ساده بودم، ساختم آیینه ها از دوستی
اینک از نومیدی روی خود غباری می شوم
 
شرط باقی ماندنم در جنگلستان این بوَد
چوب داری می شوم یا زیب داری می شوم
 
بعد از این گم می شوم از جمع این بی آبرو
در ردیف چشمه ها چون اشک جاری می شوم

 


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1392/7/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -12 , | بازديد : 605

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

نیستم شاعر ...


نیستم شاعر ولی می خوانی اشعار مرا
می کنی با  “لایک " مرهم قلب افگار مرا
 
تا توام در عالم اندیشه ای، من زنده‌ام
این تو هستی می‌کنی در زندگی یاری مرا
 
می شوم بیگانه با خود تا خودی پیدا کنم
می دهی روح خدایی حرف و  رفتار مرا
 
در خم بی‌خوابی فرق روز و  شب گم کرده‌ام
آفتابی می‌کنی هر شب  شب تار مرا
 
قصد خودمرگی ندارم، این معما باز کن
می شود آیا بگوی   رمز اسرار مرا:
 
با زمان می سازم اما در زمین پربشر
هر درختی در نظر یک چوبه داری مرا؟
 
عاجزی از حل این چون و  چرا؟ زیرا که خود
برده ای در پیچ و  خم دنیا پندار مرا

 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1392/5/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -12 , | بازديد : 436

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 


گفتی ...
 
گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
 در وصف عشق من بگو شعر و غزل
 
 شعری بگو کز هر کلام و مصرع اش
 بر دفتر پاک دلم ریزد عسل"
 
 گفتم:"نمی خواهم که با این سادگی
 در شهر تو عشقم شود ضرب المثل"
 
 گفتی:"بگو, من عاشق شعر تو ام
 گوئی کنارت بودم از روز ازل"
 
 خوش باوری, ای بانوی روئیا و ناز
 من می کنم بر حرف قلب تو عمل
 
 شاعر نه یم, اما برای عشق تو
 تن می دهم در کوشش و جهد و جدل
 
 اما بدان, شعر مجسم خود توئی
 حرف و هجای من همه پوچ و بدل
 
 پس, ای همه شعر و غزل سویم بیا
 پیشتر از آن کآید سراغ ما اجل

 


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1392/3/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -12 , | بازديد : 399

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

مادر کجای تو؟


من آمدم به خانه ات ،مادر کجای تو
 می بوسم آستانه ات ، مادر کجای تو
 
 دروازه سخت بسته و  در حولی* از چه نه
 آن دلگشا نشانه ات ، مادر کجای تو
 
 از غربت جدای ها چون جوجه آمدم
 مشتاق آب و  دانه ات ، مادر کجای تو
 
 دیشب به باغ گلفشان در خواب من ، پدر
 دستش  به روی  شانه ات ،مادر کجای تو
 
 آوه ، چه سخت بوده‌است بی‌مادری ، بیا
 با قصه و  فسانه‌ات ، مادر کجای تو
 
 بی تو غریب و  بی‌کس و  آواره می میرم
 با یاد آشیانه‌ات ، مادر کجای تو؟

 

 

اعظم خجسته

* حولی -  حیاط خانه

http://doriush.persianblog.ir/1392/1/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -12 , | بازديد : 395

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

دیر آمدی
 
دیر آمدی، از قلب من چون آه بیرون می شوی
با وعده‌های بی ثمر همراه بیرون می شوی
 
د‌یگر مرا یاد رخت بی‌خود نمی‌سازد ز خود
چون "ماه نخشب" بی‌اثر از چاه بیرون می شوی
 
در کنج دل از بهر تو کاخ و  جلالی داشتم
اکنون چو کوچی‌ها از این درگاه بیرون می شوی
 
گفتی که همراه منی در راه شعر و  شاعری
ناخوانده این شعر مرا، گمراه بیرون می شوی
 
در غلّه زار عشق تو یک خوشه بار‌آور نشد
از خرمن پرحاصلم چون کاه بیرون می شوی
 

 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1392/1/

 

این شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,


صفحه قبل 1 صفحه بعد