تبلیغات اینترنتیclose
اشعار اعظم خجسته -11
پیچک ( اعظم خجسته ) خواجه اف
شعر و اداب پارسی



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

خدا حافظ
"رفتم ز برت نالان ای دوست خدا حافظ
با قلب پر از حرمان ای دوست خدا حافظ"
 
چل روز کنار هم  ما دور بُدیم از غم
بیمی نبود از هجران ای دوست خدا حافظ
 
شبهای بهشتی را در خانه ی هم خفتیم
با قلب و لب خندان ای دوست خدا حافظ
 
چایی بود و قلیون بود، خرمالوی چون خون بود
با صوت خوش باران ای دوست خدا حافظ
 
گه مثنوی مولا، گه حافظ و گه میرزا
گه شاد و گهی گریان ای دوست خدا حافظ
 
دست تو به دستم بود، چشم تو به قصدم بود
حالا شده ای پنهان ای دوست خدا حافظ

 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1391/9/


 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 328

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

در سوگ استاد شکوری
 
"هر باد که از سوی بخارا به من آید"
با یاد تو ای مرد کلام و سخن آید
 
دیوار دگر دَور بخارا سخنت بود
شیوا سخنی کز در جان در بدن آید
 
از شهر بخارا نفس زنده ی تاجیک
از فیض وجود تو به طرف وطن آید
 
روشنگر کاشانه سامانی تو بودی
رفتی و غم و غصه ز هر انجمن آید
 
با رفتن پردرد تو از عالم فانی
پرچم به دوشنبه به نظر چون کفن آید
 
هر کس که از این پس سخن تاجیکی گوید
"اول سخنش نام تو اندر دهن آید"

 


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1391/7/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 346

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |


یا من؟
 
زندگی بشتافت، یا من؟
جاده پایان یافت، یا من؟
 
بخت – یار باوفایم
رو ز من برتافت، یا من؟
 
پنجه ی تقدیر سرکش
تار پودم بافت، یا من؟
 
تیر جبر روزگاران
سینه ام بشکافت، یا من؟
 
رو به رویم سدّ و بنبست
جاده پایان یافت یا من؟
 
پیری می خندد به سویم
زندگی بشتافت یا من؟

 


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1391/6/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 314

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

مرثیه عشق
 
ویرانه های یاد تورا گریه می کنم
ای عشق، اجتهاد تورا گریه می کنم
 
در تربت بهشتی مادر شکفته ای
احیای برتضاد تورا گریه می کنم
 
تو بوده ای و بوده ام اندر جهانِ شِرک
ایمان و اعتقاد تورا گریه می کنم
 
در گریه های خنده ی اندوه مرثیه
سوگ و عزای شاد تورا گریه می کنم
 
اکنون وجود تو خون است و روح و جان که من
اعجاز اتحاد تورا گریه می کنم
 
با گریه ها که خنده ی تقدیر آسی اند
بایان امتداد تورا گریه می کنم
 
دانم که عاقبت آهسته می کُشی مرا
آغاز انعقاد تورا گریه می کنم

 


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1391/5/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 328

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

اکنون
 **
اکنون
که وقت رفتن است
احساس مبهم
چند لحظه بودن دگر
در چشم های پنجره
به رقص نشسته است
 
اما
 قدم های من
دگر برای بودن
مجال ندارند
وصف کشیده اند
تا
جسم خسته ام را
از همیشه انتظار
رها کنند
و سایه ام دگر
در کوچه های بی درخت
رَه خورشیدرا نبندد
 
اکنون
دردی نو
از غم کهنه
در سکوت من
ناله می کند
و چون نفس های آیینه
خمیازه های اضطراب
بهانه بودن را
در اسکلیت من
حک می کند
 
اما
.........
وقت رفتن است
و
قدم های من
صف کشیده اند

 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1391/3/


 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 319

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

یاد کردم
.
من زمستان وطن را یاد کردم
برف و باران وطن را یاد کردم

چون درختی در کویر تشنه خُشکم
چشمه ساران وطن را یاد کردم

در هوای دشت و کوهش سینه تنگم
باغ و بُستان وطن را یاد کردم

در میان شوره زار خالی از باد
کِشتزاران وطن را یاد کردم

گَرد و خاک خرمنش بر دیده هایم
مرد دهقان وطن را یاد کردم

یخ زدم اندر محیط سرد بی مهر
مهر رخشان وطن را یاد کردم

جانم از "نُفل" غریبی سیر و پُر شد
چایی و نان وطن را یاد کردم
 

 


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1391/2/


این شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

 

برچسب ها : ,


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

گریه ی انگور ها در جام ها
دود قلیون در تنور شام ها

ناله ی نی در کویر سوخته
آهوان را می کشد بر دام ها

در جوار صبر ایوبی ببین
نیش نوشی می شود در کام ها

عشق آمد خیمه زد در ملک دل
پشت پا زد ننگ ها و نام ها

نور طور از سور اسرافیل رهید
پخته شد از آتش او خام ها

معشوق من از من و با من نه است
عشق او آغاز بر انجام ها

راز لطف او چه آسان می شود
داستانی تازه در ایّام ها


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1391/2/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 339

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

فرجام
.
قدم هایم درون کوچه خاموشند
و من پیوسته ام با سایه بی روح خود
لگدها می خورم از باد سرگردان
 
نفس های مَه شبرو
که از نبض تناب نور او بر شانه هایم تار می بافد
مرا چون در کفن –
 در پیکر افسرده می پیچد.
 
من این جا – در کویر کور بی مرداب
خیال جام جم در سر
 سرابی را ز روئیا در وجودم جاری می دیدم.
 
دیگر زاینده رود خوشکید در من
نه الوندی
نه پامیر و دماوندی.

 


اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1391/1/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 326

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

مرا تو شاه می کنی
 

به چشم نیمه مست خود به من نگاه می کنی
مرا به غمزه می کُشی، چرا گناه می کنی؟

در این زمانه خنده را به دارها کشیده اند
تو خنده می دهی به من، چه اشتباه می کنی.

چو می رسی به خلوتم، به لطف بوسه های خود
وجود خسته ام پُر از جلال و جاه می کنی.

به مرز باغ پیکرت به بوسه گُل نشانده ام
هنوز در خیال من تو "آه – آه" می کنی.

نمی شوی تو یار من، ولی به عشق شرقی ات
به شعر و یاد روی خود مرا نکاح می کنی.

ملکه ی شجاع من ! نبوده بیم کس تو را
به تخت می نشانی ام، مرا تو شاه می کنی

 


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1390/11/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 324

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


زلالم خوب نیست

**

وقتی که حالم خوب نیست
نیکو نگر، حتی زلالم خوب نیست
در واژه ها تبخال ها،رتمی ندارد حرف من
بر پرسشم در "فیسبوک" پاسخ نی،یعنی سوالم خوب نیست
"استومینوفین" می خورم،ساید که در خود گم شوم
آیینه بشکستم – وصالم خوب نیست
فکر و خیالم خوب نیست

 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1390/10/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 331

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

در سوگ شاعر خوش ذوق غلامرضا بروسان.

**

 همیشه خواب را دوست داشتم
تنها فرصتی بود ما با هم باشیم
این خواب ابد...
حاصل همان محبت است.
مارا ببخش مجتبی.
***********
مجتبی فرزند ایشان است که از این تصادف نجات پیدا کرد.روح ایشان و همسرشان و دختر نازنینشان شاد.

 


اعظم خجسته

http://doriush.persianblog.ir/1390/9/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار اعظم خجسته -11 , | بازديد : 321

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خاطره ها
 
من گذشتم ز رَه خاطره ها
از کوه و جنگل و دریا و کویر
و رسیدم به همان وادی خاموش که مادر خفتست
و کمی دور تر از آن پدر رنجورم
 
هردو تا دیشب و روز
با گذر از بر این آرامگاه
که درآن
        در حرم حسرت و آه
یک گروه اهل همین دِهه به خواب ابدند
سَرِ پا بنشسته
یوره ی حمد و دعا می خواندند
و حالا
 هردو در جمع خموشان خوابند
 
............
 
کوچه ی خاطره هایم خاکیست
 و در آن حسرت فردا خالیست
و در این کوچه ی  یپرشیب و فراز
هر شبی گریه مادر به هوا می کشدم
و پدر با تن رنجور و نحیف
که مرا در سر بالین ندید و جان داد
چشم بر راه من است
حلقه بند گره آه من است
 با نگاهی که ز هر زرّه ی خاک
می رسد تا افلاک
 به نوازش به تولّی
  می کُشدم،می کُشدم.
 
کوچه ی خاطره هایم همه افسوس
کوچه ی خاطره هایم همه دیروز
کوچه ی خاطره هایم پُرِ تنها
......و ندارد فردا.
 

 

اعظم خجسته
http://doriush.persianblog.ir/1390/8/

 

این شعر با حروف سيريليک به زبان تاجيکستان
در ادامه مطلب

  

برچسب ها : ,


صفحه قبل 1 صفحه بعد